[و ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور (آل عمران/۱۸۵)
و زندگی دنیا جز مایه‌ی فریب نیست]


نمایشگاه کتاب با یک فنجان سید ابراهیم نبوی

  اگر تصمیم گرفته‌اید که امسال برخلاف سال‌های گذشته (یا همچون سال‌های گذشته) قید نمایشگاه کتاب را بزنید و بجای تلف کردن چندین ساعت از اوقات طلایی‌ عمرتان با سردرگمی در مصلّی امام خمینی، بمانید منزل و تلویزیون تماشا کنید و یک سری هم به اینترنت بزنید؛ بنده نه تنها مانع‌تان نمی‌شوم بلکه تشویق‌تان هم می‌کنم. امّا اگر هم عزم‌تان را جزم کرده‌اید و می‌خواهید مانند سال‌های گذشته (یا برخلاف سال‌های گذشته) بروید نمایشگاه و چند ساعتی را در کنار جماعت تهرانی سر کنید و در آن هرج و مرجی که در مصلّی حکم فرماست، با عجله چندتایی هم کتاب بخرید؛ با اینکه می‌دانم در راه برگشت، زیر لب، زمین و زمان را به فحش خواهید کشید، امّا باز هم سعی نمی‌کنم منصرف‌تان بکنم و ترجیح می‌دهم یک پولی هم نصیب آن ناشر بدبخت فلک‌زده بشود. لذا چونکه نمی‌خواهم آن فحش‌های زیرلب‌تان خیلی خیلی رکیک و ناپسند باشد و شما بالکل قید هرچه نمایشگاه کتاب است را بزنید، برای‌ شماهایی که می‌خواهید بروید و هنوز نرفته‌اید یک پیشنهاد تقریباً خوب و لذت‌بخش دارم: 

  قبل از اینکه هول شوید و یکراست بروید سر غرفه‌ی ناشران معروفی همچون هرمس و مرکز و نیلوفر و چشمه و… و تمام پولهایتان را آنجا خرج کنید، کمی دست نگه دارید و پیش از آن، راهتان را به سمت انتشارات روزنه کج کنید. آنجا است که در کمال ناباوری، خودتان را در مقابل کتاب‌هایی می‌بینید که چند‌ سالی است از آنها خبری نیست و برای چند صباحی از یاد می‌برید که چهار سال است احمدی نژاد رئیس‌جمهور ایران شده و وزیر ارشادش صفار هرندی عزیز است. آنجا در کنار کتاب‌های تحلیلی-سیاسی صادق زیباکلام و همینطور کتاب‌های طنز حسین یعقوبی و ابراهیم رها و کاریکاتور‌های بزرگمهر حسین‌پور و مانا نیستانی و طرح‌های توکا نیستانی، کتاب‌های طنزی از سید ابراهیم نبوی و نیک آهنگ کوثر وجود دارد که واقعاً بی نظیر و بی‌همتا به نطر می‌رسند. اگر از من می‌شنوید توصیه می‌کنم همه را یک‌جا بخرید، امّا اگر فعلاً به هر دلیلی قصد خرید تنها یکی یا دو تا از آنها را دارید، پیشنهاد می‌کنم طبق اولویت زیر عمل کنید:

  1- چهار کتاب «در سال 77 اتفاق افتاد»، « در سال 78 اتفاق افتاد»، « در سال 79 اتفاق افتاد» و « در سال 80 اتفاق افتاد» /  شامل کاریکاتور‌هایی از نیک آهنگ کوثر و توضیحات سید ابراهیم نبوی در مورد هر یک از آنهاست

  2- «بی ستون» / طنزنوشته‌های نبوی در روزنامه نشاط

  3- «نبوی آنلاین» / آرشیو نوشته‌های ابراهیم نبوی در سایت معروف آن سال‌هایش www.nabavionline.com (تا سال 1381)

  و دیگر کتاب‌های موجود از ایشان همچون «راپورت‌های یومیه و تذکره‌ها»، «گزیده‌ی رساله‌ی دلگشا»، «گزیده‌ی لطائف الطوائف» و «یک فنجان چای داغ».

در سال 77 اتفاق افتاد

  پی نوشت دوم: لازم به ذکر و تقریبآ بدیهی است که این پیشنهاد برای کتابخوان‌های حرفه‌ای و کهنه‌کار بلااستفاده می‌باشد.

  پی نوشت اول: پیشنهاد بنده به خرید کتاب‌های آقای نبوی، نشانه‌ی تأیید محتوای تمامی آنها یا بسیار شاهکار دانستن نوشته‌های ایشان نیست. بلکه به منظور این است که خواننده، کمی هم با اینطور کتاب‌ها آشنا شود.

کروبی/احمدی‌نژاد

  امروز دیدم که کروبی گفته:

اگر رئیس جمهور شوم گشت‌های ارشاد خود به خود جمع می‌شوند، چون مسئولان گشت ارشاد می‌دانند که اگر خودشان به این اقدامشان پایان ندهند من آن را جمع می‌کنم و حتی شده نیز نزد فرمانده کل قوا خواهم رفت. از همین‌رو قبل از آنکه من بخواهم کاری انجام دهم خود آنها به کارشان پایان خواهند داد.

  حالا همین دیگر کم مانده که جناب کروبی برای رأی‌آوری بیشتر در انتخابات بگوید اگر رئیس جمهور شوم نظام را تغییر می‌دهم!

پیرامون بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر

  هیچ‌چیز بدتر از این نیست که با کلی شور و شوق، به امید اینکه قرار است «خوشه‌های خشم» جان فورد را روی پرده‌ی سینما و در قطع نگاتیو و سالن استاندارد و پرده بزرگ ببینی، دوان دوان بعد از مدرسه به سینما آزادی بروی و هرجور که شده نیم ساعته خودت را به سینما برسانی؛ بعد وقتی که وارد سالن می‌شوی و فیلم شروع می‌شود، ببینی که فیلم را دارند به صورت ویدئو پروجکشن نشان می‌دهند و با کیفیت بد و کادر کوچک و…. یکی نیست به این مسئولین جشنواره بگوید که آخر اگر تماشاگران می‌خواستند فیلم‌های خارجی را با ویدئو پروجکشن ببینند، مگر خودشان عرضه نداشتند بروند دی وی دی‌اش را با قیمتی ارزان‌تر بخرند و بدون سانسور در خانه تماشا کنند؟! نه! شما بگویید، این هم شد جشنواره‌ی بین‌المللی؟

از شر آنچه آفرید

بگو به پروردگار سپیده‌دم پناه می‌برم.

از شرّ آنچه آفرید،

و از شرّ شب تار، وقتی که هجوم آورد،

و از شرّ دمندگان در گره‌ها،

و از شرّ حسود، آنگاه که حسد ورزد.

[سوره‌ی فلق؛ ترجمه‌ی ابولفضل بهرام‌پور]

مسئولین جوگیر

  می‌گم چطوره مملکت رو دو سه روز تعطیل کنیم و بشینیم به خاطر مردم غزه بزنیم تو سر و صورت خودمون. به جون خودم جدی می‌گم!

یک ذهن زیبا

  فرج‌الله سلحشور در مصاحبه با فارس می‌گوید: 

"متأسفانه خيلي از مذهبيون ما سكوت كرده‌اند و دشمن با تمام توان و عنادش اين سريال [یوسف پیامبر] را مي‌كوبد و هيچ كس هم چيزي نمي‌گويد. اين براي من به هيچ وجه قابل فهم نيست... با اين همه عنادي كه با سريال يوسف صورت گرفت و با اين همه بي‌تفاوتي و بي‌مهري‌اي كه دوستان نسبت به ما داشتند ديگر انگيزه‌اي براي كار كردن ندارم. واقعاً نمي‌دانم براي چه كسي بايد كار كنم؟ "

   خیلی دلم می‌خواست که روزی بتوانم برادران کوئن را با این دوست عزیزمان، فرج‌الله، آشنا کنم. هرچه باشد، سوِِژه‌ی خوبی است برایشان.

صدا و سیما در هفته‌ای که گذشت...

  شبکه‌ی اول داره مستندی راجع به "فعالیت‌های انسان‌دوستانه‌ی جوانان بسیجی در مناطق محروم" پخش می‌کنه، شبکه‌ی دوم هم با "بسیجی برگزیده" مصاحبه می‌کنه؛ شبکه‌ی سوم در حال پخش تصاویری کلیپ‌گونه از انقلاب و دفاع ‌مقدس و رزمایش بسیج، به همراه جمله‌ی نغزی از رهبر معظم انقلاب هستش که می‌گه:"بسیج نیز مانند انقلاب یکی از آیات الهی است"؛ متأسفانه شبکه‌ی چهار، طبق معمول، اصلاًً توی باغ نیست و داره مستندی تو مایه‌های راز بقا پخش ‌می‌کنه، اما شبکه پنج در قالب برنامه‌ای به اسم «اقتصاد پنج» داره ما رو از "تأثیر فعالیت‌های بسیج سازندگی بر اقتصاد ایران" باخبر می‌کنه و بالاخره شبکه‌ی خبر چندتا پسربچه‌ی بسیجی رو نشون می‌ده که راه افتادن تو خیابون و چند‌تا پرچم گرفتن دستشون و داد می‌زنن:"ای رهبر فرزانه، آماده‌ایم آماده!" و در توضیح خبر می‌نویسه:"نمایش اقتدار بسیجیان". 

پ.ن: دیدید عمو عزت و بقیه دوستانش در هفته‌ی گذشته (هفته‌ی بسیج) چه زحمت‌های طاقت‌فرسایی کشیدند تا مفاهیم -به زعم خودشان- متعالی را تا این حد تأثیرگذار و نامحسوس به بیننده‌ی احتمالی منتقل کنند؟ حالا بگذریم از تلاش‌های باحال دیگر دوستان اهل حال در بقیه‌ی سازمان‌ها و نهادها.

رسانه‌ی «ملّی» ؟

  دیده‌اید که هرگاه فیلمی از بدرفتاری شدید مأموران پلیس آمریکا یا انگلیس و یا هرجای دیگری با شهروندان‌شان در اینترنت منتشر می‌شود، صدا و سیما فیلم مربوطه را در اولین فرصت و در تمامی بخش‌های خبری‌اش، بدون هیچ ابایی از خشونت نسبتاً بالای موجود در آن، پخش می‌کند و تازه یک هفته کامل را نیز به تحلیل آن خبر و اتفاق می‌پردازد؟

  حالا خیلی دلم می‌خواهد بدانم که عکس‌العمل‌ «رسانه‌ی ملّی» در قبال این فیلم که به تازگی در اینترنت منتشر شده و حاوی "رفتار جنون آمیز پلیس خرم آباد با یک جوان ایرانی" است، چه خواهد بود؟ (گرچه پیش‌بینی‌اش کار خیلی سختی نیست)

مرگ ماهی‌های سرخ‌

  دو ماهی‌ قرمزِ عیدِ نوروزِ خانه‌ی ما، در کمال تعجب، بعد از گذشت چیزی نزدیک به هفت ماه، هنوز هم به حیات خودشان در کنار اینجانب و دیگر اعضای خانواده ادامه می‌دهند.

  لازم به گفتن است که تا پیش از این، مرگِ ما‌هی‌های سرخ‌رنگِ پولک‌دارِ کوچکِ عیدِ نوروز بعد از مدتی کوتاه، یک نوع اتفاق عادی برای عموم ایرانیان محسوب می‌شد امّا این‌بار...